☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۶۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به خدایی که در ازل بوده‌ست — حی و دانا و قادر و قیوم

نور او شمع‌های عشق فروخت — تا بشد صد هزار سر معلوم

از یکی حکم او جهان پر شد — عاشق و عشق و حاکم و محکوم

در طلسمات شمس تبریزی — گشت گنج عجایبش مکتوم

که از آن دم که تو سفر کردی — از حلاوت جدا شدیم چو موم

همه شب همچو شمع می سوزیم — ز آتشش جفت وز انگبین محروم

در فراق جمال او ما را — جسم ویران و جان در او چون بوم

آن عنان را بدین طرف برتاب — زفت کن پیل عیش را خرطوم

بی‌حضورت سماع نیست حلال — همچو شیطان طرب شده مرحوم

یک غزل بی‌تو هیچ گفته نشد — تا رسید آن مشرفه مفهوم

بس به ذوق سماع نامه تو — غزلی پنج شش بشد منظوم

شام ما از تو صبح روشن باد — ای به تو فخر شام و ارمن و روم

← Önceki 1760 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı