← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۷۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شد ز غمت خانهٔ سودا دلم — در طلبت رفت به هر جا دلم
در طلب زُهرهرخِ ماهرو — مینگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت — رفت بر این سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شد! — دوش چه گفته است کسی با دلم؟
از طلب گوهر گویای عشق — موج زند موج چو دریا دلم
روز شد و چادر شب میدَرَد — در پی آن عیش و تماشا دلم
از دل تو در دل من نکتههاست — اه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی — وای دلم وای دلم وا دلم
ای تبریز از هوس شمس دین — چند رود سوی ثریا دلم