← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۷۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چند گهی فاتحهخوانت کنم — از پس آن شاهِ جهانت کنم
پیر شدی در غم ما، باک نیست — پیر بیا تا که جوانت کنم
هیچ غم جان مخور ار جان برفت — بگلر لشکرگه جانت کنم
آنچ محال است تصور، دهم — وجه محالیش بیانت کنم
ره دهمت تا به اصول اصول — راه چه باشد که چنانت کنم
گرچه کلیمی همه در اعتراض — کشف کنم، خضر زمانت کنم