☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

می‌شدی غافل ز اسرار قضا — زخم خوردی از سلحدار قضا

این چه کار افتاد آخر ناگهان — این چنین باشد چنین کار قضا

هیچ گل دیدی که خندد در جهان — کو نشد گرینده از خار قضا

هیچ بختی در جهان رونق گرفت — کو نشد محبوس و بیمار قضا

هیچ کس دزدیده روی عیش دید — کو نشد آونگ بر دار قضا

هیچ کس را مکر و فن سودی نکرد — پیش بازی‌های مکار قضا

این قضا را دوستان خدمت کنند — جان کنند از صدق ایثار قضا

گرچه صورت مرد جان باقی بماند — در عنایت‌های بسیار قضا

جوز بشکست و بمانده مغز روح — رفت در حلوا ز انبار قضا

آنک سوی نار شد بی‌مغز بود — مغز او پوسید از انکار قضا

آنک سوی یار شد مسعود بود — مغز جان بگزید و شد یار قضا

← Önceki 178 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı