☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۲۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من — سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من

سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک او — تشنه‌تر است هر زمان ماهی آب خواه من

درشکنید کوزه را پاره کنید مشک را — جانب بحر می روم پاک کنید راه من

چند شود زمین وحل از قطرات اشک من — چند شود فلک سیه از غم و دود آه من

چند بزارد این دلم وای دلم خراب دل — چند بنالد این لبم پیش خیال شاه من

جانب بحر رو کز او موج صفا همی‌رسد — غرقه نگر ز موج او خانه و خانقاه من

آب حیات موج زد دوش ز صحن خانه‌ام — یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه من

سیل رسید ناگهان جمله ببرد خرمنم — دود برآمد از دلم دانه بسوخت و کاه من

خرمن من اگر بشد غم نخورم چه غم خورم — صد چو مرا بس است و بس خرمن نور ماه من

در دل من درآمد او بود خیالش آتشین — آتش رفت بر سرم سوخته شد کلاه من

گفت که از سماع‌ها حرمت و جاه کم شود — جاه تو را که عشق او بخت من است و جاه من

عقل نخواهم و خرد دانش او مرا بس است — نور رخش به نیم شب غره صبحگاه من

لشکر غم حشر کند غم نخورم ز لشکرش — زانک گرفت طلب طلب تا به فلک سپاه من

از پی هر غزل دلم توبه کند ز گفت و گو — راه زند دل مرا داعیه اله من

← Önceki 1823 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı