☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۴۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من — تا چو خیال گشته‌ام ای قمر چو جان من

از پس مرگ من اگر دیده شود خیال تو — زود روان روان شود در پی تو روان من

بنده‌ام آن جمال را تا چه کنم کمال را — بس بودم کمال تو آن تو است آن من

جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرم — زانک به عیب ننگرد دیده غیب دان من

چشم مرا نگارگر ساخت به سوی آن قمر — تا جز ماه ننگرد زهره آسمان من

چون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر تو — خاصه که در دو دیده شد نور تو پاسبان من

من چو که بی‌نشان شدم چون قمر جهان شدم — دیده بود مگر کسی در رخ تو نشان من

شاد شده زمان‌ها از عجب زمانه‌ای — صاف شده مکان‌ها زان مه بی‌مکان من

از تبریز شمس دین تا که فشاند آستین — خشک نشد ز اشک و خون یک نفس آستان من

← Önceki 1841 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı