☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۴۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چهره شرمگین تو بستد شرمگان من — شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من

مه که نشانده تو است لابه کنان به پیش تو — پیش خودم نشان دمی ای شه خوش نشان من

در ره تو کمین خسم از ره دور می رسم — ای دل من به دست تو بشنو داستان من

گرد فلک همی‌دوم پر و تهی همی‌شوم — زانک قرار برده‌ای ای دل و جان ز جان من

گرد تو گشتمی ولی گرد کجاست مر تو را — گرد در تو می دوم ای در تو امان من

عشق برید ناف من بر تو بود طواف من — لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان من

گه همه لعل می شوم گاه چو نعل می شوم — تا کرمت بگویدم باز درآ به کان من

گفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخن — زانک سوی تو می رود این سخن روان من

← Önceki 1842 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı