☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن — همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن

رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی — بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن

باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای — بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن

چون سر عشق نیستت عقل مبر  ز عاشقان — چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن

چون سر صید نیستت دام منه میان ره — چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن

غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش — نیست چنان کسی که او حکم کند چنان مکن

خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی — گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن

خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود — خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن

بند برید جوی دل آب سخن روا نشد — مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن

← Önceki 1843 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı