☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۶۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین — یا رب چه سبک روحی بر چشم و سرم بنشین

ای تاج هنرمندی معراج خردمندی — تعریف چه می‌باید چون جمله توی تعیین

هر ذره که می جنبد هر برگ که می خنبد — بی کام و زبان گفتی در گوش فلک بنشین

جان همه جانا ای دولت مولانا — جان را برهانیدی از ناز فلان الدین

از نفخ تو می روید پر ملاء الاعلی — وز شرق تو می تفسد پشت فلک عنین

از عشق جهان سوزت وز شوق جگردوزت — بی هیچ دعاگویی عالم شده پرآمین

ناگاه سحرگاهی بی‌رخنه و بیراهی — آورد طبیب جان یک خمره پرافسنتین

تا این تن بیمارم وین کشته دل زارم — زنده شد و چابک شد برداشت سر از بالین

گفتم که ملیحی تو مانا که مسیحی تو — شاد آمدی ای سلطان ای چاره هر مسکین

پیغامبر بیماران نافعتری از باران — در خمره چه داری گفت داروی دل غمگین

حرز دل یعقوبم سرچشمه ایوبم — هم چستم و هم خوبم هم خسرو و هم شیرین

گفتم که چنان دریا در خمره کجا گنجد — گفتا که چه دانی تو این شیوه و این آیین

کی داند چون آخر استادی بی‌چون را — گنجاند در سجین او عالم علیین

یوسف به بن چاهی بر هفت فلک ناظر — و اندر شکم ماهی یونس ز بر پروین

گر فوقی وگر پستی هستی طلب و مستی — نی بر زبرین وقف است این بخت نه بر زیرین

خامش که نمی‌گنجد این حصه در این قصه — رو چشم به بالا کن روی چو مهش می بین

← Önceki 1863 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı