← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۷۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای دل چو نمیگردد در شرح زبان من — وان حرف نمیگنجد در صحن بیان من
می گردد تن در کد بر جای زبان خود — در پرده آن مطرب کو زد ضربان من
هم ساغر و هم باده سرمست از آن ساقی — هم جان و جهان حیران در جان و جهان من
از غیب یکی لعلی در غار جهان آمد — وان لعل شده حیران در عزت کان من
ما را تو کجا یابی گر موی به مو جویی — چون در سر زلف او گشتهست مکان من
جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی — پیکان پر از خون بین ای سخته کمان من
گفتا که شکار من جز شیر کجا باشد — جز لعل بدخشانی کی یافت نشان من
جز دلق دو صدپاره من پاره کجا گیرم — باقی قماشت کو ای دلق کشان من
شمس الحق تبریزی از دور زمان برتر — و افزوده ز هر دوری از وی دوران من