← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۸۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین — با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین
خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفته — اسرار به هم گفته شاباش زهی آیین
یاران بشوریده با جان بسوزیده — بگشاده دل و دیده در شاهد بیکابین
چون عشق تو رامم شد این عشق حرامم شد — چون زلف تو دامم شد شب گشت مرا مشکین
شد زنگی شب مستی دستی همگان دستی — در دیده هر هستی از دیده زنگی بین
آن چرخ فرومانده کآبش بنگرداند — این چرخ چه می داند کز چیست ورا تسکین
می گردد آن مسکین نی مهر در او نی کین — که کندن آن فرهاد از چیست جز از شیرین
شه هندوی بنگی را آن مایه شنگی را — آن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین
شمعی تو برافروزی شمس الحق تبریزی — تا هندوی شب سوزی از روی چو صد پروین