← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۸۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن — ز آیینه ندیدهست او الا سیهی آهن
از آب حیات تو دور است به ذات تو — کز کبر برآید او بالا مثل روغن
پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد — از لذت آن بوسه ای روت مه روشن
گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی — زیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن
در سینه خیال او وان گاه غم و غصه — در آب حیات او وانگه خطر مردن