☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۹۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

با روی تو کفر است به معنی نگریدن — یا باغ صفا را به یکی تره خریدن

با پر تو مرغان ضمیر دل ما را — در جنت فردوس حرام است پریدن

اندر فلک عشق هر آن مه که بتابد — آن ابر تو است ای مه و فرض است دریدن

دشتی که چراگاه شکاران تو باشد — شیران بنیارند در آن دست چریدن

هر عشق که از آتش حسن تو نخیزد — آن عشق حرام است و صلای فسریدن

در باطن من جان من از غیر تو ببرید — محسوس شنیدم من آواز بریدن

در خواب شود غافل از این دولت بیدار — از پوست چه شیره بودت در فشریدن

رنجور شقاوت چو بیفتاد به یاسین — لاحول بود چاره و انگشت گزیدن

جز عشق خداوندی شمس الحق تبریز — آن موی بصر باشد باید ستریدن

← Önceki 1890 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı