← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۹۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
نشاید از تو چندین جور کردن — نشاید خون مظلومان به گردن
مرا بهر تو باید زندگانی — وگر نی سهل دارم جان سپردن
از آن روزی که نام تو شنیدم — شدم عاجز من از شبها شمردن
روا باشد که از چون تو کریمی — نصیب من بود افسوس خوردن
خداوندا از آن خوشتر چه باشد — بدیدن روی تو پیش تو مردن
مثال شمع شد خونم در آتش — ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن
در این زندان مرا کند است دندان — از این صبر و از این دندان فشردن
از این خانه شدم من سیر وقت است — به بام آسمانها رخت بردن