☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۰۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز زخم دف کفم بدرید ای جان — چه بستی کیسه را دستی بجنبان

گشادی کن بجنب آخر نه سنگی — نه سنگی هم گشاید آب حیوان

مروت را مگر سیلاب برده‌ست — که پیدا نیست گرد او به میدان

درافکن کهنه‌ای گر زر نداری — تو را جز ریش کهنه نیست درمان

چو دستت بسته و ریشت گشاده‌ست — بجنبان ریش را ای ریش جنبان

گلو بگرفت و آوازم ز نعره — مگر بسته است راه گوش اخوان

اگر راه است آبی را در این ناو — چرا چرخی و سنگی نیست گردان

وگر این سنگ گردان است کو آرد — زهی مهمانی بی‌آب و بی‌نان

به طیبت گفتم این نکته مرنجید — مدارید از مزح خاطر پریشان

گلو مخراش و زیر لب بخوانش — دهانت پر کند از در و مرجان

مسلم دان خدا را خوان نهادن — خمش کن این کرم را نیست پایان

← Önceki 1901 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı