☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۰۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کجا خواهی ز چنگ ما پریدن — کی داند دام قدرت را دریدن

چو پایت نیست تا از ما گریزی — بنه گردن رها کن سر کشیدن

دوان شو سوی شیرینی چو غوره — به باطن گر نمی‌دانی دویدن

رسن را می گزی ای صید بسته — نبرد این رسن هیچ از گزیدن

نمی‌بینی سرت اندر زه ماست — کمانی بایدت از زه خمیدن

چه جفته می زنی کز بار رستم — یکی دم هشتمت بهر چریدن

دل دریا ز بیم و هیبت ما — همی‌جوشد ز موج و از طپیدن

که سنگین اگر آن زخم یابد — ز بند ما نیارد برجهیدن

فلک را تا نگوید امر ما بس — به گرد خاک ما باید تنیدن

هوا شیری است از پستان شیطان — بود عقل تو شیر خر مکیدن

دهان خاک خشک از حسرت ماست — نیارد جرعه‌ای بی‌ما چشیدن

کی یارد صید ما را قصد کردن — کی یارد بنده ما را خریدن

کسی را که ربودیم و گزیدیم — که را خواهد به غیر ما گزیدن

امانی نیست جان را در جز عشق — میان عاشقان باید خزیدن

امان هر دو عالم عاشقان راست — چنین بودند وقت آفریدن

نشاید بره را از جور چوپان — ز چوپان جانب گرگان رمیدن

که این چوپان نریزد خون بره — که او جاوید داند پروریدن

بدان کاصحاب تن اصحاب فیلند — به کعبه کی تواند بررسیدن

که کعبه ناف عالم پیل بینی است — نتان بینی بر نافی کشیدن

ابابیلی شو و از پیل مگریز — ابابیل است دل در دانه چیدن

بچینند دشمنان را همچو دانه — پیام کعبه را داند شنیدن

ز دل خواهی شدن بر آسمان‌ها — ز دل خواهد گل دولت دمیدن

ز دل خواهی به دلبر راه بردن — ز دل خواهی ز ننگ تن رهیدن

دل از بهر تو یک دیکی بپخته‌ست — زمانی صبر می کن تا پزیدن

دل دل‌هاست شمس الدین تبریز — نتاند شمس را خفاش دیدن

← Önceki 1904 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı