☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۱۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو را پندی دهم ای طالب دین — یکی پندی دلاویزی خوش آیین

مشین غافل به پهلوی حریصان — که جان گرگین شود از جان گرگین

ز خارش‌های دل ار پاک گردی — ز دل یابی حلاوت‌های والتین

بجوشند از درون دل عروسان — چو مرد حق شوی ای مرد عنین

ز چشمه چشم پریان سر برآرند — چو ماه و زهره و خورشید و پروین

بنوش این را که تلقین‌های عشق است — که سودت کم کند در گور تلقین

به احسان زر به خوبان آن چنان ده — که نفریبند زشتانت به تحسین

نمی‌خواهند خوبان جز ممیز — بمفریبان تو ایشان را به کابین

ز تو آن گلرخان را ننگ آید — چو بفروشی تو سرگی را به سرگین

ز سنگ آسیا زیرین حمول است — نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین

میان سنگ‌ها آن بیش ارزد — که افزون خورده باشد زخم میتین

ز اشکست تجلی فضل دارد — میان کوه‌ها آن طور سینین

خمش کن صبر کن تمکین تو کو — که را ماند ز دست عشق تمکین

← Önceki 1911 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı