☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۱۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر خواهی مرا می در هوا کن — وگر سیری ز من رفتم رها کن

نیم قانع به یک جام و به صد جام — دوساله پیش تو دارم قضا کن

بده می گر ننوشم بر سرم ریز — وگر نیکو نگفتم ماجرا کن

من از قندم مرا گویی ترش شو — تو ماشی را بگیر و لوبیا کن

سر خم را به کهگل هین مبندا — دل خم را برآور دلگشا کن

مرا چون نی درآوردی به ناله — چو چنگم خوش بساز و بانوا کن

اگر چه می زنی سیلیم چون دف — که آوازی خوشی داری صدا کن

چو دف تسلیم کردم روی خود را — بزن سیلی و رویم را قفا کن

همی‌زاید ز دف و کف یک آواز — اگر یک نیست از همشان جدا کن

حریف آن لبی ای نی شب و روز — یکی بوسه پی ما اقتضا کن

تو بوسه باره‌ای و جمله خواری — نگیری پند اگر گویم سخا کن

شدی ای نی شکر ز افسون آن لب — ز لب ای نیشکر رو شکرها کن

نه شکر است این نوای خوش که داری — نوای شکرین داری ادا کن

خموش از ذکر نی می باش یکتا — که نی گوید که یکتا را دو تا کن

← Önceki 1914 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı