☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۱۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو بربندند ناگاهت زنخدان — همه کار جهان آن جا زنخ دان

چو می برند شاخی را ز دو نیم — بلرزد شاخ دیگر را دل از بیم

که گفتت گرد چرخ چنبری گرد — که قد همچو سروت چنبری کرد

نمی‌بینم تو را آن مردی و زور — که بر گردون روی نارفته در گور

تو تا بنشسته‌ای در دار فانی — نشسته می روی و می نبینی

نشسته می روی این نیز نیکو است — اگر رویت در این رفتن سوی او است

بسی گشتی در این گرداب گردان — به سوی جوی رحمت رو بگردان

بزن پایی بر این پابند عالم — که تا دست از تبرک بر تو مالم

تو را زلفی است به از مشک و عنبر — تو ده کل را کلاهی ای برادر

کله کم جو چو داری جعد فاخر — کله بر آسمان انداز آخر

چرا دنیا به نکته مستحیله — فریبد چو تو زیرک را به حیله

به سردی نکته گوید سرد سیلی — نداری پای آن خر را شکالی

اگر دوران دلیل آرد در آن قال — تخلف دیده‌ای در روی او مال

تو را عمری کشید این غول در تیه — بکن با غول خود بحثی به توجیه

چرا الزام اویی چیست سکته — جوابش گو که مقلوب است نکته

← Önceki 1917 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı