☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۲۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای ساقی و دستگیر مستان — دل را ز وفای مست مستان

ای ساقی تشنگان مخمور — بس تشنه شدند می پرستان

از دست به دست می روان کن — بر دست مگیر مکر و دستان

سررشته نیستی به ما ده — در حسرت نیستند هستان

چون قیصر ما به قیصریه‌ست — ما را منشان به آبلستان

هر جا که می است بزم آن جاست — هر جا که وی است نک گلستان

یک جام برآر همچو خورشید — عالی کن از آن نهال پستان

دیدار حق است مؤمنان را — خوارزم نبیند و دهستان

منکر ز برای چشم زخم است — همچو سر خر میان بستان

گر در دل او نمی‌نشیند — خوش در دل ما نشسته است آن

← Önceki 1921 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı