☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۴۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

می گزید او آستین را شرمگین در آمدن — بر سر کویی که پوشد جان‌ها حله بدن

آن طرف رندان همه شب جامه‌ها را می کنند — تا ببینی روز روشن ما و من بی‌ما و من

رومیانش جامه دزد و زنگیانش جامه دوز — شاد باش ای جامه دزد و آفرین ای جامه کن

سرفرازی کار شمع و سرسپاری کار او — شرط باشد هر دو کارش هر کی شد شمع لگن

در سپردن هر کی زودتر در فروزش بیشتر — سر بنه در زیر پای و دستکی بر هم بزن

چون درآرد ماه رویی دست خود در گردنت — ترک کن سالوس را تو خویش را بر وی فکن

تا بریزی و برویی آن زمان در باغ او — روی گل بر روی گل هم یاسمن بر یاسمن

عاشقان اندرربوده از بتان روبندها — زانک در وحدت نباشد نقش‌های مرد و زن

بر سر گور بدن بین روح‌ها رقصان شده — تا بدیده صد هزاران خویشتن بی‌خویشتن

زلف عنبرسای او گوید به جان لولیان — خیز لولی تا رسن بازی کنیم اینک رسن

مرتضای عشق شمس الدین تبریزی ببین — چون حسینم خون خود در زهر کش همچون حسن

← Önceki 1944 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı