☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن — بر مرید مرده خوانم اندراندازد کفن

خود مرید من نمیرد کآب حیوان خورده است — وانگهان از دست کی از ساقیان ذوالمنن

ای نجات زندگان و ای حیات مردگان — از درونم بت تراشی وز برونم بت شکن

ور براندازد ز رویت باد دولت پرده‌ای — از حیا گل آب گردد نی چمن ماند نه من

ور می لب بازگیری از گلستان ساعتی — از خمار و سرگرانی هر سمن گردد سه من

ور زمانی بی‌دلان را دم دهی و دل دهی — جان رهد از ننگ ما و ما رهیم از خویشتن

گر ندزدید از تو چیزی دل چرا آویخته‌ست — چاره نبود دزد را در عاقبت ز آویختن

گر چنین آویختن حاصل شدی هر دزد را — از حریصی دزد گشتی جمله عالم مرد و زن

اندر این آویختن کمتر کراماتی که هست — آب حیوان خوردن است و تا ابد باقی شدن

چاشنی سوز شمعت گر به عنقا برزدی — پر چو پروانه بدادی سر نهادی در لگن

صورت صنع تو آمد ساعتی در بتکده — گه شمن بت می شد آن دم گاه بت می شد شمن

هر زمانی نقش می شد نعت احمد بر صلیب — سر وحدت می شنیدند آشکارا از وثن

عشقت ای خوب ختن بر دل سواره گشت گفت — این چنین مرکب بباید تاختن را تا ختن

شور تو عقلم ستد با فتنه‌ها دربافتم — شور و بی‌عقلی بباید بافتن را با فتن

من کجا شعر از کجا لیکن به من در می‌دمد — آن یکی ترکی که آید گویدم هی کیمسن

ترک کی تاجیک کی زنگی کی رومی کی — مالک الملکی که داند مو به مو سرّ و علن

جامهٔ شعر است شعر و تا درون شعر کیست — یا که حوری جامه‌زیب و یا که دیوی جامه‌کن

شعرش از سر برکشیم و حور را در بر کشیم — فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

← Önceki 1950 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı