☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا — شاد آمدیت از سفر خانه خدا

روز از سفر به فاقه و شب‌ها قرار نی — در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا

مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق — در خانه خدا شده قد کان آمنا

چونید و چون بدیت در این راه باخطر — ایمن کند خدای در این راه جمله را

در آسمان ز غلغل لبیک حاجیان — تا عرش نعره‌ها و غریوست از صدا

جان چشم تو ببوسد و بر پات سر نهد — ای مروه را بدیده و بررفته بر صفا

مهمان حق شدیت و خدا وعده کرده است — مهمان عزیز باشد خاصه به پیش ما

جان خاک اشتری که کشد بار حاجیان — تا مشعرالحرام و تا منزل منا

بازآمده ز حج و دل آن جا شده مقیم — جان حلقه را گرفته و تن گشته مبتلا

از شام ذات جحفه و از بصره ذات عرق — باتیغ و باکفن شده این جا که ربنا

کوه صفا برآ به سر کوه رخ به بیت — تکبیر کن برادر و تهلیل و هم دعا

اکنون که هفت بار طوافت قبول شد — اندر مقام دو رکعت کن قدوم را

وانگه برآ به مروه و مانند این بکن — تا هفت بار و باز به خانه طواف‌ها

تا روز ترویه بشنو خطبه بلیغ — وانگه به جانب عرفات آی در صلا

وانگه به موقف آی و به قرب جبل بایست — پس بامداد بار دگر بیست هم به جا

وان گاه روی سوی منی آر و بعد از آن — تا هفت بار می‌زن و می‌گیر سنگ‌ها

از ما سلام بادا بر رکن و بر حطیم — ای شوق ما به زمزم و آن منزل وفا

صبحی بود ز خواب بخیزیم گرد ما — از اذخر و خلیل به ما بو دهد صبا

← Önceki 199 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı