☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان — چه خیالات دگر مست درآید به میان

گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند — وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان

هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند — همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

سخنم مست شود از صفتی و صد بار — از زبانم به دلم آید و از دل به زبان

سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست — همه بر همدگر افتاده و در هم نگران

همه بر همدگر از بس که بمالند دهن — آن خیالات به هم درشکند او ز فغان

همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است — همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان

ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم — تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

← Önceki 1997 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı