☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن — به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

به خدا چرخ همان دید که من دیدستم — ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن

گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی — گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن

گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست — گفت کاهش دهدم فایده بالیدن

فایده زفت شدن در کمی و کاستن است — از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن

پر پروانه پی درک تف شمع بود — چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن

در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها — پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن

پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ — چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

← Önceki 1999 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı