☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۰۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین — آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین

آهن اندر کف او نرمتر از مومی بین — پیش نور رخ او اختر را پنهان بین

نم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگر — صورت چرخ بدیدی هله اکنون جان بین

جان بنفروختی ای خر به چنین مشتریی — رو به بازار غمش جان چو علف ارزان بین

هر کی بفسرد بر او سخت نماید حرکت — اندکی گرم شو و جنبش را آسان بین

خشک کردی تو دماغ از طلب بحث و دلیل — بفشان خویش ز فکر و لمع برهان بین

هست میزان معینت و بدان می‌سنجی — هله میزان بگذار و زر بی‌میزان بین

نفسی موضع تنگ و نفسی جای فراخ — می جان نوش و از آن پس همه را میدان بین

سحر کرده‌ست تو را دیو همی‌خوان قل اعوذ — چونک سرسبز شدی جمله گل و ریحان بین

چون تو سرسبز شدی سبز شود جمله جهان — اتحادی عجبی در عرض و ابدان بین

چون دمی چرخ زنی و سر تو برگردد — چرخ را بنگر و همچون سر خود گردان بین

ز آنک تو جزو جهانی مثل کل باشی — چونک نو شد صفتت آن صفت از ارکان بین

همه ارکان چو لباس آمد و صنعش چو بدن — چند مغرور لباسی بدن انسان بین

روی ایمان تو در آیینه اعمال ببین — پرده بردار و درآ شعشعه ایمان بین

گر تو عاشق شده‌ای حسن بجو احسان نی — ور تو عباس زمانی بنشین احسان بین

لابه کردم شه خود را پس از این او گوید — چونک دریاش بجوشد در بی‌پایان بین

← Önceki 2003 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı