☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۰۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن — وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن

دامن سیب کشانیم سوی شفتالو — ببریم از گل تر چند سخن سوی سمن

نوبهاران چون مسیحی است فسون می‌خواند — تا برآیند شهیدان نباتی ز کفن

آن بتان چون جهت شکر دهان بگشادند — جان به بوسه نرسد مست شد از بوی دهن

تاب رخسار گل و لاله خبر می‌دهدم — که چراغی است نهان گشته در این زیر لگن

برگ می‌لرزد و بر شاخ دلم می‌لرزد — لرزه برگ ز باد و دلم از خوب ختن

دست دستان صبا لخلخه را شورانید — تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن

باد روح قدس افتاد و درختان مریم — دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن

ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند — برفشانید نثار گهر و در عدن

چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید — وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن

چون عقیق یمنی لب دلبر خندید — بوی یزدان به محمد رسد از سوی یمن

چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت — جز بر آن زلف پراکنده آن شاه زمن

← Önceki 2004 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı