☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۰۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چه نشستی دور چون بیگانگان — اندرآ در حلقه دیوانگان

شرم چه بود عاشقی و آن گاه شرم — جان چه باشد این هوس و آن گاه جان

می‌فروشد او به جانی بوسه‌ای — رو بخر کان رایگان است رایگان

آنک عشقش خانه‌ها برهم زده‌ست — آمد اندر خانه همسایگان

کف برآورده‌ست این دریا ز عشق — سر فروکرده‌ست آن مه ز آسمان

ای ببسته خواب‌ها امشب بیا — خواب ما را بین چو وصلت بی‌نشان

هر شهی را بندگانش حارسند — شاه ما مر بندگان را پاسبان

شاه ما از خواب و بیداری برون — در میان جان ما دامن کشان

اندر این شب می‌نماید صورتی — مشعله در دست یا رب کیست آن

خواب جست و شورش افزودن گرفت — یاد آمد پیل را هندوستان

آتش عشق خدا بالا گرفت — تیر تقدیر خدا جست از کمان

دانه‌ای کان در زمین غیب بود — سر زد و همچون درختی شد عیان

برق جست و آتشی زد در درخت — آتش و برق شگرف بی‌امان

سبزتر می‌شد ز آتش آن درخت — می‌شکفت از برق و آتش گلستان

این درختان سبز از آتش شوند — آب دارد این درختان را زبان

تا توی پیدا نهان گردد درخت — او شود پیدا چو تو گردی نهان

شمس تبریز است باغ عشق را — هم طراوت هم نما هم باغبان

← Önceki 2006 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı