← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۱۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
فقر را در خواب دیدم دوش من — گشتم از خوبی او بیهوش من
از جمال و از کمال لطف فقر — تا سحرگه بودهام مدهوش من
فقر را دیدم مثال کان لعل — تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من
بس شنیدم های و هوی عاشقان — بس شنیدم بانگ نوشانوش من
حلقهای دیدم همه سرمست فقر — حلقه او دیدم اندر گوش من
بس بدیدم نقشها در نور فقر — بس بدیدم نقش جان در روش من
از میان جان ما صد جوش خاست — چون بدیدم بحر را در جوش من
صد هزاران نعره میزد آسمان — ای غلام همچنان چاووش من