← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۱۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای ببرده دل تو قصد جان مکن — و آنچ من کردم تو جانا آن مکن
بنگر اندر درد من گر صاف نیست — درد خود مفرستم و درمان مکن
داد ایمان داد زلف کافرت — یک سر مویی ز کفر ایمان مکن
عادت خوبان جفا باشد جفا — هم بر آن عادت بر او احسان مکن
گرچه دل بر مرگ خود بنهادهایم — در جفا آهستهتر چندان مکن
عیش ما را مرگ باشد پرده دار — پرده پوش و مرگ را خندان مکن
ای زلیخا فتنه عشق از تو است — یوسفی را هرزه در زندان مکن
چون سر رندان نداری وقت عیش — وعدهها اندر سر رندان مکن
نور چشم عاشقان آخر توی — عیشها بر کوری ایشان مکن
نقدکی را از یکی مفلس مبر — از حریصی نقد او در کان مکن
شب روان را همچو استاره مسوز — راه خود را پر ز رهبانان مکن
شمس تبریزی یکی رویی نمای — تا ابد تو روی با جانان مکن