☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن — وی آهوی معانی آمد گه چریدن

ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده — بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن

آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی — کاو چون خیال داند در دیده‌ها دویدن

این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید — بی‌ گوشِ سر شنیدن بی‌دیده ماه دیدن

داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن — هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن

آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی — خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن

کو مشتری واقف در دو دم مخالف‌‌؟ — در پرده ساز کردن در پرده‌ها دویدن

ای عاشق موفق وی صادق مصدق — می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن

در بیخودی تو خود را، می‌جوی تا بیابی — زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن

لب را ز شیر شیطان می‌کوش تا بشویی — چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن

ای عشق آن جهانی ما را همی‌کشانی — احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن

هم آفتاب داند از شرق رو نمودن — ار نی به مرکز او، نتوان به تک رسیدن

خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی — در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن

تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی — وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن

← Önceki 2030 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı