☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۴۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جانا بیار باده و بختم بلند کن — زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن

مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم — آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن

زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز — در بیخودی سزای دل خودپسند کن

ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست — آن را که هوشیار بیابی گزند کن

مستان مسلّمند ز اندیشه‌ها و غم — آن کو نشد مسلّم او را نژند کن

ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ» — بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن

ریش همه به دست اجل بین و رحم کن — از مرگ وارهان همه را سودمند کن

عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت — با شیرگیر مست مگو ترک پند کن

در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین — ما را سوار اشقر و پشت سمند کن

یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست — با او حساب دفتر هفتاد و اند کن

ای طبع روسیاه سوی هند باز رو — وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن

آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو — و آن‌جا که باده خوردی آن‌جا فکند کن

در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست — آن‌گاه سر در آخُر این گوسفند کن

خواهی که شاهدان فلک جلوه‌گر شوند — دل را حریف صیقل آیینه رند کن

ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن — بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن

← Önceki 2045 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı