← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
تو آب روشنی تو در این آب گل مکن — دل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن
پاکان به گرد در به تماشا نشستهاند — دل را و خویش را ز عزیزان خجل مکن
دل نعره میزند که بکش خویش را ز عشق — ور جمله جان نگردی دل را بحل مکن
مس را که زر کنند یکی علم دیگر است — زینها که میکنی نشود زر بهل مکن
دوری بگشت این تن کز دل بگشتهای — سی سال دور باشد سی را چهل مکن
چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد — این سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
هنگامههاست در ره هر جا مهای است رو — بیگاه گشت روز تو خود مشتغل مکن