☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۵۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای آنک از میانه کران می‌کنی مکن — با ما ز خشم روی گران می‌کنی مکن

دربند سود خویشی و اندر زیان ما — کس زین نکرد سود زیان می‌کنی مکن

راضی شدی که بیش نجویی زیان ما — این از پی رضای کیان می‌کنی مکن

بر جای باده سرکه غم می‌دهی مده — در جوی آب خون چه روان می‌کنی مکن

از چهره‌ام نشاط طرب می‌بری مبر — بر چهره‌ام ز دیده نشان می‌کنی مکن

مظلوم می‌کشی و تظلم همی‌کنی — خود راه می‌زنی و فغان می‌کنی مکن

پایم به کار نیست که سرمست دلبرم — مر مست را بهل چه کشان می‌کنی مکن

گویی بیا که بر تو کنم صبر را شبان — بر بره گرگ را چه شبان می‌کنی مکن

در روز زاهدی و به شب زاهدان کشی — امشب که آشتی است همان می‌کنی مکن

ای دوستان ز رشک تو خصمان همدگر — این دوست را چه دشمن آن می‌کنی مکن

گویی که می مخور پس اگر می همی‌دهی — مخمور را چه خشک دهان می‌کنی مکن

گویی چو تیر راست رو اندر هوای ما — پس تیر راست را چه کمان می‌کنی مکن

گویی خموش کن تو خموشم نمی‌هلی — هر موی را ز عشق زبان می‌کنی مکن

← Önceki 2053 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı