☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۶۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من — سیر مشو هم تو نیز زین دل آگاه من

مشک و سقا سیر شد از جگر گرم من — هیچ به جز آب نیست لذت و دلخواه من

درشکنم کوزه را پاره کنم مشک را — روی به دریا نهم نیست جز این راه من

چند شود تر زمین از مدد اشک من — چند بسوزد فلک از تبش و آه من

چند بگوید دلم وای دلم وای دل — چند بگوید لبم راز شهنشاه من

رو سوی بحری کز او هر نفسی موج موج — آمد و اندرربود خیمه و خرگاه من

آب خوشی جوش کرد نیم شب از خانه‌ام — یوسف حسن اوفتاد ناگه در چاه من

ز آب رخ یوسفی خرمن من سیل برد — دود برآمد ز دل سوخته شد کاه من

خرمن من گر بسوخت باک ندارم خوشم — صد چو مرا بس بود خرمن آن ماه من

عقل نخواهم بس است دانش و علمش مرا — شمع رخ او بس است در شب بی‌گاه من

گفت کسی کاین سماع جاه و ادب کم کند — جاه نخواهم که عشق در دو جهان جاه من

در پی هر بیت من گویم پایان رسید — چون ز سرم می‌برد آن شه آگاه من

← Önceki 2063 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı