← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۶۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من — باز کمر بست سخت یار به استیز من
مطبخ دل را نگار باز قباله گرفت — میشکند دیگ من کاسه و کفلیز من
خانه خرابی گرفت ز آنک قنق زفت بود — هیچ نگنجد فلک در در و دهلیز من
راه قنق را گرفت غیرت و گفتش مرو — جمله افق را گرفت ابر شکرریز من
سر کن ای بوالفضول ای ز کشاکش ملول — جاذبه خیزان او منگر در خیز من
منت او را که او منت و شکر آفرید — کز کف کفران گذشت مرکب شبدیز من
رست رخم از عبس کاسه ز ننگ عدس — آخر کاری بکرد اشک غم آمیز من
اصل همه باغها جان همه لاغها — چیست اگر زیرکی لاغ دلاویز من
ای خضر راستین گوهر دریاست این — از تو در این آستین همچو فراویز من
چونک مرا یار خواند دست سوی من فشاند — تیز فرس پیش راند خاطر سرتیز من
چند نهان میکنم شمس حق مغتنم — خواجگیی میکند خواجه تبریز من