☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۶۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من — باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من

سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق — زان که مرا خوانده بود سوره یاسین من

عقل همه عاقلان خیره شود چون رسد — لیلی و مجنون من ویسه و رامین من

در حسد افتاده‌ایم دل به جفا داده‌ایم — جنگ که می‌افکند یار سخن‌چین من

او نگذارد که خلق صلح کنند و وفا — تازه کند دم به دم کین تو و کین من

گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ — در کُشش همدگر از پی آیین من

یا رب و آمین بسی کردم و جستم امان — آه که می‌نشنود یارب و آمین من

گوید تو کار خویش می‌کن و من کار خویش — این بُده‌ست از ازل یاسه پیشین من

کار من آن کت زنم کار تو افغان گری — عید منم طبل تو سخره تکوین من

بنده این زاریم عاشق بیماریم — کاو نرود آن زمان از سر بالین من

راست رود سوی شه جان و دلم همچو رخ — گرچه کند کژروی طبع چو فرزین من

درگذر از تنگ من ای من من ننگ من — دیده شدی آن من گر نبدی این من

بس کن ای شهسوار کز حجب گفت تو — نقد عجب می‌برد دزد ز خرجین من

← Önceki 2067 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı