☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۶۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون — خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون

می‌در و می‌دوز تو، می‌بر و می‌سوز تو — خون کن و می‌شوی تو، خون دلم را به خون

چونک ز تو خاسته‌ست، هر کژ تو راست است — لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟

دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار — آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون

خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند — باز مرا می‌فریفت از سخن پرفسون

گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا — گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"

در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی — چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون

← Önceki 2068 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı