☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۷۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن — مرو مرو که چراغی و دیده روشن

چو برگشادی از لطف خویشتن سر خم — دماغ ما ز خمار تو است آبستن

مبند آن سر خم را چو کیسه مدخل — که خانه گردد تاری به بستن روزن

چو آدمی به غم آماج تیر را ماند — ندارد او جز مستی و بیخودی جوشن

دو دست عشق مثال دو دست داوود است — که همچو موم همی‌گردد از کفش آهن

حدیث عشق هم از عشقباز باید جست — که او چو آینه هم ناطق است و هم الکن

دلا دو دست برآور سبک به گردن عشق — اگر چه دارد او خون خلق در گردن

ز خونبها بنترسد که گنج‌ها دارد — که مرده زنده شود زان و وارهد ز کفن

گرفت خواب گریبان تو بپر سوی غیب — بگه ز غیب بیایی کشان کشان دامن

که تا تمام غزل را بگویمت فردا — که گل پگاه بچینند مردم از گلشن

← Önceki 2075 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı