☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بازرسید آن بت زیبای من — خرمی این دم و فردای من

در نظرش روشنی چشم من — در رخ او باغ و تماشای من

عاقبت امر به گوشش رسید — بانگ من و نعره و هیهای من

بر در من کیست که در می‌زند — جان و جهان است و تمنای من

گر نزند او در من درد من — ور نکند یاد من او وای من

دور مکن سایه خود از سرم — باز مکن سلسله از پای من

در چه خیالی هله ای روترش — رو بر حلوایی و حلوای من

هم بخور و هم کف حلوا بیار — تا که بیفزاید صفرای من

ریش تو را سخت گرفته‌ست غم — چیست زبونی تو بابای من

در زنخش کوب دو سه مشت سخت — ای نر و نرزاده و مولای من

مشک بدرید و بینداخت دلو — غرقه آب آمد سقای من

بانگ زدم کای کر سقا بیا — رفت و بنشنید علالای من

آن من است او و به هر جا رود — عاقبت آید سوی صحرای من

جوشش دریای معلق مگر — از لمع گوهر گویای من

گوید دریا که ز کشتی بجه — دررو در آب مصفای من

قطره به دریا چو رود دُر شود — قطره شود بحر به دریای من

تَرک غزل گیر و نگر در ازل — کز ازل آمد غم و سودای من

← Önceki 2116 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı