☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۴۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او — عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او

سلسله‌ای است بی‌بها دشمن جمله توبه‌ها — توبه شکست من کیم سنگ من و سبوی او

توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی — پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او

توبه‌ی من برای او توبه‌شکن هوای او — توبه من گناه من سوخته پیش روی او

شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او — آب حیات جاودان نیست مگر به جوی او

عشق و نشاط گستری با می و رطلِ ساغری — می‌رسد از کنارها غلغل و های هوی او

مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد — تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او

سایه که باز می‌شود جمع و دراز می‌شود — هست ز آفتاب جان قوت جست و جوی او

سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او — نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او

ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان — تا ز فلک فرودَرَد پرده‌ی هفت تویِ او

چیست درون جَیب من جز تو و من حجاب من — ای من و تو فنا شده پیش بقای اویِ او

← Önceki 2148 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı