☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۵۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو — جان پر و بال می‌زند در طرب هوای تو

آتش آب می‌شود عقل خراب می‌شود — دشمن خواب می‌شود دیده من برای تو

جامه صبر می‌درد عقل ز خویش می‌رود — مردم و سنگ می‌خورد عشق چو اژدهای تو

بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را — جور مکن که بنده را نیست کسی به جای تو

آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود — گاه دمم فرودرد از سبب حیای تو

چیست غذای عشق تو این جگر کباب من — چیست دل خراب من کارگه وفای تو

خابیه جوش می‌کند کیست که نوش می‌کند — چنگ خروش می‌کند در صفت و ثنای تو

عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم — دید مرا که بی‌توام گفت مرا که وای تو

دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی — رفتم و مانده‌ام دلی کشته به دست و پای تو

← Önceki 2158 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı