☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۷۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو — چشم تر ما را بین ای نور بصر برگو

جمع شکران را بین در ما نگران را بین — شیرین نظران را بین هین شرح شکر برگو

امروز چنان مستی کز جوی جهان جستی — امروز اگر خواهی آن چیز دگر برگو

هر چند که استادی داد دو جهان دادی — در دست که افتادی  زان طرفه خبر برگو

از جای نجنبیده لیک از دل و از دیده — بسیار بگردیده احوال سفر برگو

در کشتی و دریایی خوش موج و مصفایی — زیری گه و بالایی ای زیر و زبر برگو

با صبر تویی محرم روسخت تویی در غم — شمشیر زبان برکش وز صبر و سپر برگو

مستی جماعت بین کرده ز قدح بالین — یا رب بفزا آمین این قصه ز سر برگو

بر هر که زد این برهان جان یابد و سیصد جان — باور نکنی این را بر چوب و حجر برگو

گفت ار سر او باشم رخسار تو بخراشم — ای عارف این را هم با او به سحر برگو

آمد دگری از ده هین دیگ دگر برنه — گر تاج گرو کردی از رهن کمر برگو

گر رافضیی باشد از داد علی در ده — ور زآنک بود سنی از عدل عمر برگو

موری چه قدر گوید از تخت سلیمانی — بگشا لب و شرحش کن اسباب ظفر برگو

← Önceki 2176 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı