☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن دلبر عیار جگرخواره ما کو — آن خسرو شیرین شکرپاره ما کو

بی‌صورت او مجلس ما را نمکی نیست — آن پرنمک و پرفن و عیاره ما کو

باریک شده‌ست از غم او ماه فلک نیز — آن زهره با بهره سیاره ما کو

پربسته چو هاروتم و لب تشنه چو ماروت — آن رشک چه بابل سحاره ما کو

موسی که در این خشک بیابان به عصایی — صد چشمه روان کرد از این خاره ما کو

زین پنج حسن ظاهر و زین پنج حسن سر — ده چشمه گشاینده در این قاره ما کو

از فرقت آن دلبر دردی است در این دل — آن داروی درد دل و آن چاره ما کو

استاره روز او است چو بر می‌ندمد صبح — گویم که بدم گوید کاستاره ما کو

اندر ظلمات است خضر در طلب آب — کان عین حیات خوش فواره ما کو

جان همچو مسیحی است به گهواره قالب — آن مریم بندنده گهواره ما کو

آن عشق پر از صورت بی‌صورت عالم — هم دوز ز ما هم زه قواره ما کو

هر کنج یکی پرغم مخمور نشسته‌ست — کان ساقی دریادل خماره ما کو

آن زنده کن این در و دیوار بدن کو — و آن رونق سقف و در و درساره ما کو

لوامه و اماره بجنگند شب و روز — جنگ افکن لوامه و اماره ما کو

ما مشت گلی در کف قدرت متقلب — از غفلت خود گفته که گل کاره ما کو

شمس الحق تبریز کجا رفت و کجا نیست — و اندر پی او آن دل آواره ما کو

← Önceki 2177 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı