☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۸۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خداوندا چو تو صاحب قران کو — برابر با مکان تو مکان کو

زمان محتاج و مسکین تو باشد — تو را حاجت به دوران و زمان کو

کسی کو گفت دیدم شمس دین را — سؤالش کن که راه آسمان کو

در آن دریا مرو بی‌امر دریا — نمی‌ترسی برای تو ضمان کو

مگر بی‌قصد افتی کو کریم است — خطاکن را ز عفو او غمان کو

چو سجده کرد آیینه مر او را — بر آن آیینه زنگار گمان کو

همو تیر است همو اسپر همو قوس — چه گفتم آن طرف تیر و کمان کو

هر آن جسمی که از لطفش نظر یافت — نظیرش در ولایت‌های جان کو

بجز از روی عجز و فقر و تسلیم — ببرده سر از او از انس و جان کو

ز غیرت حق شدش  حارس و گر نی — مر او را از که بیم است پاسبان کو

به پیشانیّ ِ جان‌ها داغ مهرش — کسی بی‌داغ مهرش در قران کو

به نوبتگاه او بین صف کشیده — به خدمت گر همی‌جویی مهان کو

نباشد خنده جز از زعفرانش — بجز از عشق رویش شادمان کو

بجز از هجر آن مخدوم جانی — دل و جان را به عالم اندهان کو

خداوند شمس دین از بهر الله — که لایق در ثنای او دهان کو

زبان و جان من با وصل او رفت — به شرح خاک تبریزم زبان کو

همه کان هست محتاج خریدار — بدان حد بی‌نیازی هیچ کان کو

← Önceki 2187 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı