☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۰۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در گذر آمد خیالش گفت جان این است او — پادشاه شهرهای لامکان این است او

صد هزار انگشت‌ها اندر اشارت دیده شد — سوی او از نور جان‌ها کای فلان این است او

چون زمین سرسبز گشت از عکس آن گلزار او — نعره‌ها آمد به گوشم ز آسمان این است او

هین سبکتر دست درزن در عنان مرکبش — پیش از آن کو برکشاند آن عنان این است او

جمله نور حق گرفته همچو طور این جان از او — همچو گوهر تافته از عین کان این است او

رو به ماه آورد مریخ و بگفتش هوش دار — تا نلافی تو ز خوبی هان و هان این است او

شمس تبریزی شنیدستی ببین این نور را — کز وی آمد کاسدی‌های بتان این است او

← Önceki 2202 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı