☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۰۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو — چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو

دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل — تا بریزد جمله را در پای تو در پای تو

جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلتان شده — می دوانند جانب دریای تو دریای تو

جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلتان شده — می‌دوانند جانب دریای تو دریای تو

ای خمار عاشقان از باده‌های دوشِ تو — وی خراب امروزم از فردای تو فردای تو

من نظر کردم به جانِ ساده‌ی بی‌رنگِ خویش — زرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو

چون نظر کردم نکو من در صفای گوهرت — ماه رخ بنمود از سیمای تو سیمای تو

ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن — مه که  باشد کاو بود همتای تو همتای تو

این چنین گوید خداوند شمس تبریزی بنام — ای همه شهر دلم غوغای تو غوغای تو

← Önceki 2203 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı