← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا — بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
چه دیگ پختهای از بهر من عزیزا دوش — خدای داند تا چیست عشق را سودا
چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست — کجا روند همان جا که گفتهای که بیا
مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش — که میزنم ز بن هر دو گوش طال بقا
غلام پیر شود خواجهاش کند آزاد — چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا
نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند — قیامت تو سیه موی کرد پیران را
چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی — خموش کردم و مشغول میشوم به دعا