☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۲۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای همه سرگشتگان مهمان تو — آفتاب از آسمان پرسان تو

چشم بد از روی خوبت دور باد — ای هزاران جان فدای جان تو

چون فدا گردند جاویدان شوند — ز آنک اکسیر است جان را کان تو

گاو و بزغاله و بره گردون چرخ — باد ای ماه بتان قربان تو

ز آنک قربان‌ها همه باقی شوند — در هوای عید بی‌پایان تو

در سرای عصمت یزدان توی — بخت و دولت روز و شب دربان تو

ای خدا این باغ را سرسبز دار — در بهارستان بی‌نقصان تو

تا ملایک میوه از وی می‌کشند — می‌چرند از نخل و سیبستان تو

این شکرخانه همیشه باز باد — پرنبات و شکر پنهان تو

آب این جو ای خدا تیره مباد — تا به هر سو می‌رود ز احسان تو

این دعا را یا رب آمین هم تو کن — ای دعا آن تو آمین آن تو

چنگ و قانون جهان را تارهاست — ناله هر تار در فرمان تو

من بخفتم تو مرا انگیختی — تا چو گویم در خم چوگان تو

ور نه خاکی از کجا عشق از کجا — گر نبودی جذبه‌های جان تو

خاک خشکی مست شد تر می‌زند — آن توست این آن توست این آن تو

دی مرا پرسید لطفش کیستی — گفتم ای جان گربه در انبان تو

گفت ای گربه بشارت مر تو را — که تو را شیری کند سلطان تو

من خمش کردم توام نگذاشتی — همچو چنگم سخره افغان تو

← Önceki 2224 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı