☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۴۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو — در آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجو

چو سایه خسپم و کاهل مرا اگر جویی — به زیر سایه آن سرو پایدار بجو

چو خواهیم که ببینی خراب و غرق شراب — بیا حوالی آن چشم پرخمار بجو

اگر ز روز شمردن ملول و سیر شدی — درآ به دور و قدح‌های بی‌شمار بجو

در آن دو دیده مخمور و قلزم پرنور — درآ جواهر اسرار کردگار بجو

دلی که هیچ نگرید به پیش دلبر جو — گلی که هیچ نریزد در آن بهار بجو

زهی فسرده کسی کو قرار می‌جوید — تو جان عاشق سرمست بی‌قرار بجو

اگر چراغ نداری از او چراغ بخواه — وگر عقار نداری از او عقار بجو

به مجلس تو اگر دوش بیخودی کردم — تو عذر عقل زبونم از آن عذار بجو

تو هر چه را که بجویی ز اصل و کانش جوی — ز مشک و گل نفس خوش خلش ز خار بجو

خیال یار سواره همی‌رسد ای دل — پیام‌های غریب از چنین سوار بجو

به نزد او همه جان‌های رفتگان جمعند — کنار پرگلشان را در آن کنار بجو

چو صبح پیش تو آید از او صبوح بخواه — چو شب به پیش تو آید در او نهار بجو

چو مردمک تو خمش کن مقام تو چشم است — وگر نه آن نظرستت در انتظار بجو

چو شمس مفخر تبریز دیده فقر است — فقیروار مر او را در افتقار بجو

← Önceki 2248 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı